مبانی نظری فرآیند خلاقیت
«فرآیند خلاقیت»
فرآیندی که فرد بوسیله آن به خلق کردن می پردازد را مورد بررسی قرار می دهیم .تقربیاً همه آنها که خلق می کننند و آنهایی که افراد خلاق را مورد مطالعه قرار می یدهند با این نظزر موافقند که مراحل وجود دارد که فرد خلاق دراعمال خلاقه اش آنها را طی می کند.
واژه های پیشنهادی «والس» در مورد فرایند خلاق اصلی را پیشنهاد می کند:
1- آماده سازی: مرحله ای است که در آن همه جوانب مسئله مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرند و در اصل دوره ای از شناسایی مسئله و جمع آوری حقایق به شمار می رود.
2- دروه هنفتگی :در این مرحله فرد آگاهانه درباره مسئله فکر نمی کند ، در اینجا نوعی فرایند ذهنی درونی وجود دارد که اطلاعات تازه رابا گذشته مرتبط می سازد.
3- اشراق : این مرحله ایست که طی آن ایده فرخنده به وقوع می پیوندد . ایده ای که آن را پدیده «آها» نیز نامیده اند در این مرحلهخ فرد خلاق ایده مفهوم یا راه حل مسأله را به طور ناگهانی در می یابد.
4- اثبات تحقیقی : این مرحله ای است که در آن ایده ای که طی سه مرحله قبلی بدست آمده است مورد سنجش قرار می گیرد یا معتبر بوده یا عدم اعتبار آن معلوم می شود .
خلاقیت به یبک فرایند ذهنی دلالت می کند که انتظار می رود در آن چیزی تازه و بدیع تولید شود یعنی یک ترکیب تازه و بی مانند از عوامل موجود و محصولی تولید خواهد کرد که در ابتدای عمل برا معلم یا شاگرد کاملاً قابل پیش بینی نبوده است . ما بر این باور نیستیم که اصطلاح خلاقیت یا عمل خلاقه تنها وقتی می تواند به کار می رود که فرایندهای فکری یک محصول کاملاً بی مانند از نظر انسان تولید کنند.
کار خلاق مستلزم تمرکز شدید فکری ، پشتکاری وو صرف انرژی فراوان است . بویژه درمرحله ای که مقدمات پیدایش اندیشه خلاق فراهم می شود به نظر می رسد که این تمرکز ها را برای ناهشیار فراهم می کند تا بتواند آنرا بصورت بینشی نو یا اندیشه ای تازه و محصولی جدید بازسازی یا ترکیب کند و در اکثر موارد این کار زمانی اتفاقی می افتد که متفکر توجه آگاهانه به موضوع داشته باشد . (جیمز کالاگر ، مهدی زاده 1369)