مقاله بررسی جایگاه دین در عصر جدید
متن پرسش محوری این نوشتار آن است که آیا مقتضای نوگرایی و تجدّدطلبی انسان و جامعه لزوما این است که دین هم نو شود و لباس تجدّد بپوشد و همپای آدمیانِ نوگرا و همپای زمان و زمینیان تحوّل بپذیرد. و آیا چنین پرسشی اساسا معقول و منطقی است و یا اینکه مغالطهآمیز و عوامفریبانه است؟ از طرفی، آیا نو شدن یک ضرورت عقلانی و علمی است و یا یک ضرورت تاریخی و جبری؟ آیا مقاومت در برابر این جریان ممکن و عقلانی است؟
دو. دانستن اینکه دین با کدامیک از مؤلّفههای مدرنیته و اقتضائات آن همخوانی ندارد؟ از اینرو، پیش از هر سخنی باید ابتدا تعریف و مقصود خود را از دین و مدرنیته معلوم سازیم و آنگاه به بررسی نسبت دین و مدرنیته بپردازیم.

