مبانی نظری معلولیت جسمی حرکتی و خلاقیت (فصل دوم تحقیق)
پیشینه تحقیق:
فرانک بارون اولین کسی بود که تحقیق تطبیقی چندجانبهای را در مورد سلیقهها و ترجیحات افراد خلاق و غیرخلاق انجام داد. او بر مبنای یک آزمون خلاقیت دو گروه را تشکیل داد. یک گروه مرکب از 25 نفر خلاقترین افراد و گروه دیگر باز هم مرکب از 25 نفر که از نظر خلاقیت در پایینترین سطح قرار داشتند.
تجزیه و تحلیل خصوصیات آزمودنیها به وسیله اعضای مؤسسه شخصیت انجام گرفت این امکان را فراهم کرد که بارون در گروه فوق را چنین توصیف کرد: میزان آگاهی افراد خلاق از مسائل امور زیاد است، نسبت به مسائل بینایی بیعلاقه هستند و بالاخره مبتکر، با همت، پرانرژی و صبور هستند. این توصیفها با عقایدی که معمولاً درباره اصالت جویی و تخیل سازنده ابراز شده است کاملاً تطبیق دارد. بارون مشخصترین کیفیات افراد خلاق را روانی عقیده، بدیههگویی، روانی کلام و نیز آنچه که او آن را «سهولت انجام محرکهای مختلف خواند، میداند، این مفهوم آخری در واقع همان گروهبندی وسیع است که توسط بروند تشریح شده است.
معروفترین تحقیق تطبیقی که درباره ارتباط ویژگیهای فردی و خلاقیت انجام گرفته است به ترمن و همکارانش تعلق دارد که حدوداً به مدت چهل سال 528 آزمودنی سرآمد را مورد بررسی قرار دادند.
تحقیقات پیشین اضطراب را نیز مشخصهای یافتهاند که مانع خلاقیت میشود. البته دادههای موجود این مورد بحثانگیز است. برای مثال وایت ثابت کرد اشخاصی که میزان اضطراب آنها زیاد است به طور معنیداری بهتر عمل میکنند. (مایلی، میترا، 80- 1379).
در همینجا باید اضافه کنیم که آزمایشهای معینی نیز نبودن همبستگی بین صفات خاص شخصیت و خلاقیت را آشکار ساخته است. مثلاً «جان کازی» هیچ تفاوت قابل ملاحظهای از نظر مسائل اجتماعی بین آزمودنیهای «خلاقتر» و با «خلاقیت کمتر» کشف نکرد و نتایج آزمایشهای آیزن اشتات نتوانست این فرضیه را که افراد خلاق در موقعیتهای اضطراری پاسخ تکلیف یافتهتر ارائه میدهند مورد تأیید قرار دهد. رمی شوون با مطالعه شرح حال دانشمندان و افراد مشهور طرح ترمن وارد میکند و اظهار میدارد که توفیق در روابط اجتماعی، معینی منش کاملاً متعادلی که به نظر ترمن کودک خلاق را متمایز میکند به ندرت در کودکی رجال بزرگ دیده میشود. ولی او هم نتیجه میگیرد که برای نابغه بودن به منش و نیرویی نیاز است که در معمول برتر باشد تا بتوان فکر خارقالعادهای را به دیگران بقبولاند (میناکاری، محمود، 1365).