مبانی نظری پرخاشگری وناکامی (فصل دوم تحقیق)
فصل دوم :
ادبیات مربوط به تحقیق
پیشینه تحقیق
تحلیلی از تحقیق های پیشین
1) چکیده برخی از تحقیقاتی که در زمینه « پرخاشگری » « ناکامی » « آزمون روزنزوایگ » در کشورهای دیگر انجام گرفته است .
الف ) تحققات در زمینه پرخاشگری
1- ( فروید 1900[1] ) درزمینه سائق های غریزی معتقد بود که همه رفتارهای ا زدو دسته غرایز متضاد نشات می گیرد « غریزه های زندگی [2]» که به زندگی و رشد انسان نیرو می بخشد . و « غریزه های مرگ [3]» که انسان را به سوی نابودی سوق می دهد، کار مایه غریزه زندگی شهوت زیست – مایه [4]است ، که عمدتاً بر فعالیت های جنسی متمرکز است . غریزه های مرگ می تواند به شکل خود کشی و دیگر رفتارهای خود ویران گر متوجه درون شوند . و یا به صورت پرخاشگری به دیگران به سوی بیرون متوجه گردند . بنابراین میل جنسی و پرخاشگری دو انگیزه اساسی رفتار آدمی است .
( هلیگارد و اتکینسون 1985).
2- آزمایشات ( ایرنا س ایبل ابیس فلدت[5] 1963)در زمینه غریزه پرخاشگری نشان داد که موشهایی که د رانزوا بزرگ شده اند ( بدین معنی که هیچگونه تجربه ای در جنگیدن باموشهای دیگر نداشتند ) به موش دیگری که به قفس آنها وارد شده حمله می کنند ، بعلاوه موش منزوی همان نحوه تحدید و حمله موشهای مجرب را بکار می برد ، بدین ترتیب با اینکه رفتار پرخاشگرانه می تواند در اثر تجربه اصلاح و متعادل شود ولی تحقیقات نشان می دهد که ظاهراً نیازی به آموختن پرخاشگری نیست .
3- تحقیقات ( زیلمن ، کچر ، میلاد وسکی )[6] د رزمینه سبب های انگیزشی در پرخاشگری نشان داد که حتی تحریکی که ناشی از محرک نامطبوع نباشد درصورت وجود محرکهای پرخاش انگیز ممکن است پرخاشگری را افزایش دهد . در این تحقیق افرادیکه در نتیجه ورزشهای تلاش انگیز برانگیخته شده بودند ، پرخاشگری بیشتری علیه کسی که قبلا آنان را عصبانی کرده بود نشان دادند و پرخاشگرتر از کسانی بودند که چنین تمرینهایی نداشتند ، اما در پی آن فعالیتهای سخت پرخاشگری علیه آن کسی که آنان را عصبانی نکرده بود افزایش نیافت .