مبانی نظری عدل ، قسط، امام علی، انصاف، عدالت قضایی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ،اقامه ، اعتدال (فصل دوم تحقیق)
-1. معنای اقامه
اقامه را بر پا کردن و نیز ادامه شىء گفتهاند در قاموس گفته شده: «اقام الشّىء اقامه: ادامه و اقام فلانا: ضدّ اجلسه» (قرشی، 1412ق: ج6، 48)
منظور از اقامه قسط و عدل، برپایی، برقراری و یا اجرای قسط و عدل میباشد.
2-1. معنای لغوی عدل
عدل در لغت به معنای راستی، درستی، دادگری، میانهروی، مساوات، استقامت، حکم به حق، برابری و قرار دادن هر چیز در جای خود آمده است. (فراهیدی، 1410ق: ج2، 39)
در نگاه راغب، عدل به معنای تساوی و برابری است؛ «عدل: العداله و المعادله یقتضی معنی المساواه: عدل، عدالت و معادله، الفاظی هستند که مفهوم مساوات را اقتضا دارند.» این کلمات به اعتبار برابری دو چیز به کار برده می شود. و عدل- به فتحه عین-، و عدل- به کسره عین- از نظر معنا نزدیک به هم هستند، چیزى که هست عدل- به فتحه عین- در جایى استعمال مىشود که با بصر و حس دیده مىشود، مانند عدل شدن این کفه ترازو با آن کفهاش یا این لنگه بار با آن لنگهاش، یا این عدد از گردو با آن عددش، یا این مقدار گندم با مقدارى دیگر از آن، پس بنا بر این مىتوان گفت عدل به معناى تقسیط و تقسیم به طور مساوى است. (راغب اصفهانی، 1412ق: 551)
در معجم الوسیط در رابطه با معنای عدل اینچنین آمده: «العدل: الانصاف و هو اعطاء المرء ماله و اخذ ما علیه»،عدل یعنی انصاف و اینکه به هر فرد آنچه اختصاص به او دارد بدهی و ازاو هر آنچه که باید گرفت بگیری. (مصطفی ابراهیم، 1400ق: ج2، 594)
عدل حالتی است بین افراط و تفریط، به گونهای که در این حد وسط، زیادت یا نقصانی قرار نداشته و اعتدال کامل مراعات شده و به خاطر همین مفهوم است که از میانهروی، مساوات، سازوارگی، و استقامت به «عدل» تعبیر گردیده. (مصطفوی، 1360ش: ج8، 55)
ابن منظور در کتاب خود در باب مفهوم عدل بیان می دارد «العدلُ ما قام فی النّفوس،انّه مستقیم و هو ضدّ الجور؛ و العدلُ الحکمُ بالحق» یعنی آنچه در نفوس انسانی مایهی اعتدال و استقامت و انتظام میشود عدالت است و چنین انسانی مستقیم و راست و درست است. (ابن منظور، 1414ق، ج11، 433)
ابنفارس نیز در رابطه با معنای عدل میگوید: «ع ـ د ـ ل» دو معنای متضاد با هم دارد: 1. عدل به معنای برابری؛ 2. عدل که بر انحراف و کجی دلالت میکند؛ العدل من الناس: شخصی که روش مستقیم او مورد خشنودی مردم است و جمع آن، «عدول» است. عَدل، ضد جور و ستم است. (ابن فارس قزوینی، 1422ق: ج4، 247)
به طور کلی عدل در لغت ضد جور و ستم است و به معنای مساوات، برابری و میانهروی میباشد.