مبانی نظری دیدگاههایی در باره شخصیت ورشد شخصیت (فصل دوم تحقیق)
فصل دوم،پیشینه ، تحقیق……………… 14
مقدمه ……………………………. 15
دیدگاههایی درباره شخصیت…………….. 16
شخصیت از نظر فروم………………….. 16
شخصیت از نظر یونگر…………………. 17
شخصیت از نظر ماری………………….. 17
نگرش فرانکل به شخصیت……………….. 18
نگرش مزلو به شخصیت…………………. 18
چشم اندازی به رشد شخصیت ……………. 18
دیدگاههایی در باره رشد شخصیت ……….. 19
رشد شخصیت از نظر یونگر……………… 19
رشد شخصیت از نظر ماری………………. 20
عوامل موثر بر رشد شخصیت…………….. 20
نظریه های نسخ شناسی شخصیت…………… 21
نظریه های تحلیلی عاملی شخصیت………… 23
نظریه کاتل………………………… 23
نظریه انسان گرایی در شخصیت………….. 25
نظریه های شناختی شخصیت……………… 26
ماهیت شخصیت ………………………. 27
سنجش شخصیت………………………… 28
مسائل اساسی در سنجش شخصیت…………… 28
اعتبار……………………………. 29
مهار …………………………….. 29
میل به مهار……………………….. 30
توهم مهار…………………………. 31
پیامدهای اعتقاد داشتن به مهار……….. 32
تفاوتهای فردی در درک جایگاه مهار ……. 33
واکنش در برابر از دست دادن مهار……… 35
جایگاه مهار……………………….. 35
جایگاه مهار درونی – بیرونی …………. 37
طبقه بندی سه بعدی از نظر واینر………. 40
جایگاه مهار درونی و بیرونی از نظر واینر. 42
نظریه یادگیری اجتماعی………………. 43
توان رفتاری ………………………. 43
انتظار……………………………. 44
ارزش تقویت………………………… 44
موقعیت روان شناختی ………………… 45
آزادی حرکت………………………… 45
روشهای راتر برای سنجش مفاهیم خود…….. 46
انگیزش رفتار از نظر راتر……………. 48
انتظارات مربوط به جایگاه هندسی مهار….. 49
نظریه اسناد……………………….. 53
اسنادهای بعد از موفقیت و شکست……….. 53
تغییر دادن اسنادها برای بهبود عملکرد…. 55
دیدهای بازده تحصیلی بر اسناد………… 56
زمینه های کاربردی آزمونها…………… 58
زمینه تحصیلی ……………………… 59
پیشنهادات ………………………… 61
نتیجه گیری………………………… 62
خلاصه …………………………….. 63
منابع ……………………………. 65
مقدمه:
واژه شخصیت[1] در زبان روزه مره معانی گوناگون دارد. مثلا در مورد کسی که گفته می شود« بسیار با شخصیت است» غالبا درجه کارآیی و جاذبه مورد نظر است.
در مواردی که به« پرورش شخصیت اشاره می شود، سعی بر این است که به شخص برخی مهارتهای اجتماعی را فرادهند و وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن او را بهبود بخشند تا وی واکنش مطبوعی در دیگران برانگیزد، و گاه کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی بکار میرود. منظور« فلان شخص» شخصیت پرخاشگر دارد.
ولی روانشاسان در بحث از شخصیت، بیش از هر چیز به تفاوتهای فردی توجه دارند. یعنی ویژگیهای که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می کند.
تعریفی که در مورد شخصیت شده،« الگوهای نامعینی از رفتار و شیوه های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند.»
در این تعریف به اصطلاح معین به همسانی رفتاراشاره می شود. بدین معنی که مردم در شرایط گوناگون به این گرایش دارند که به طرز نسبتا معینی تفکر کنند یا دست به عمل بزنند، و رفتار نتیجه تعامل ویژگیهای شخصیتی با شرائط مادی و اجتماعی محیط است.
شخصیت اجتماعی هر فرد اشاره ای به آن قسمت از شخص که دیگران می بینند و می شنوند. همان تصویری که شخص از خودش به دنیا عرضه میکند، و با این تفاسیر، شخصیت دارای جنبه خصوصی و ناآشکار می باشد.
جنبه خصوصی شامل تخیلات، تفکرات و تجاربی است که شخص نمی خواهد دیگران را در آنها سهیم کند( اتکسیون- اتکنسیون- هلیگار- همکاران 1983-1375)