مقاله بررسی جایگاه دین در عصر جدید
مقاله بررسی جایگاه دین در عصر حاضر
مقاله حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن میپردازد. بحث در اینباره که آیا لازمه مدرنیسم و تجدّدطلبی و علم و پیشرفت و عقلگرایی آن است که دین از ساحتهای زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشتساز و چالشبرانگیز بین اندیشمندان دینی و روشنفکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
برخی از اندیشمندان سکولار چنین ادعایی مطرح کردهاند. بحث و فحص درباره صحّت این فرضیه و اینکه قایلان آن چه دلایلی بر ادعای خود اقامه کردهاند و آیا از نظر علمی و تاریخی، چنین ادعایی قابل اثبات است یا خیر، و اینکه چگونه میتوان بطلان این ادعا را ثابت کرد، مسائلی هستند که این نوشتار سعی کرده است بدانها بپردازد.
متن پرسش محوری این نوشتار آن است که آیا مقتضای نوگرایی و تجدّدطلبی انسان و جامعه لزوما این است که دین هم نو شود و لباس تجدّد بپوشد و همپای آدمیانِ نوگرا و همپای زمان و زمینیان تحوّل بپذیرد. و آیا چنین پرسشی اساسا معقول و منطقی است و یا اینکه مغالطهآمیز و عوامفریبانه است؟ از طرفی، آیا نو شدن یک ضرورت عقلانی و علمی است و یا یک ضرورت تاریخی و جبری؟ آیا مقاومت در برابر این جریان ممکن و عقلانی است؟
اساسا آیا نسبت دین با نوگرایی از نوع تباین و عقل و علم با دین در تنافی میباشد؟ اگر غیر از این است، رابطه دین با تجدّد و مدرنیته چگونه است؟ پرداختن به این پرسش و پژوهش درباره آن، مستلزم بررسی دو مسئله اساسی است:
یک. شناختماهیتوچراییمدرنیته،و اقتضائات آن؛
دو. دانستن اینکه دین با کدامیک از مؤلّفههای مدرنیته و اقتضائات آن همخوانی ندارد؟ از اینرو، پیش از هر سخنی باید ابتدا تعریف و مقصود خود را از دین و مدرنیته معلوم سازیم و آنگاه به بررسی نسبت دین و مدرنیته بپردازیم.

