تحقیق در مورد سبک ها در شعر فارسی
تحقیق در مورد سبک ها در شعر فارسی
فرمت فایل : ورد- word
قابل ویرایش
تعداد صفحات : 11 صفحه
بخشی از متن :
سبک ها در شعر فارسی
سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر
کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به
تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات
حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را «سبک شعر» می نامیم، و قدما گاهی
به جای سبک «طرز» و گاه «طریقه» و گاه «شیوه» استعمال می کردند.1- 2- 3- 4- .سبک
خراسانی
سبک
خراسانی که آن را سبک ترکستانی هم می گویند در واقع طنز و شیوه شاعران خراسان بوده
است.در
این شیوه که از اولین دورانهای شعر فارسی یعنی اوایل قرن چهارم تا اواسط قرن ششم ادامه
داشت ، شاعران و استادان زیادی مانند: رودکی، فرخی، عنصری، فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو،
سنایی و مسعود سعد سلمان ظهور کرده و شیوه خراسانی را به کمال رساندند.سبک
خراسانی دو مرحله دارد:دوره
سامانی و دوره غزنوی و سلجوقی.در
دوره سامانی، سادگی بیان و کهنگی تعبیرات و اصطلاحات به خوبی مشخص است. غلبه کلمات
فارسی بر واژه های عربی و
توجه
به توصیفات طبیعی و ساده و محسوس و عینی از ویژگیهای شعر این دوره محسوب می شود.موضوعاتی
که در شعر این دوره مطرح می شود غالباً یا مدح است و یا هجور و هزل که هر دو ملایم
است و معتدل و دور از اغراق. تغزلات عاشقانه و پند و اندرز و حکمت با شیوه ای شاعرانه
و نه عالمانه نیز از مشخصات شعر این دوره به شمار می رود.
از
قالبهای مهم در این عصر می توان به قصیده و مثنوی اشاره کرد. در قصیده معمولاً موضوع
مدح و هجو و تغزل است و در مثنوی تمثیل و داستان و حماسه بیان می شود.قالبهای
دیگری مانند رباعی و دوبیتی گه گاه در یک دوره دیده می شود و تعداد آن ها بسیار اندک
است.صنایع
لفظی و معنوی در شعر این دوره اگر وجود داشته باشد خالی از تکلف و تصنع است در حدی
نیست که بتوان به آنها اعتنا کرد.استفاده
از بعضی معلومات علمی و برخی آیات و احادیث نبوی و روایات تاریخی و حماسی هم در شعر
این دوره وجود دارد اما همه ی این مواد چنان در کلام به کار رفته است که صفت اصلی شعر
این دوره یعنی سادگی بیان همچنان برجا می ماند و از بین نمی رود.سبک
خراسانی در دوره غزنوی و اوایل سلجوقی گذشته از بعضی مختصات لفظی و خصایص دستوری که
در واقع مربوط به زبان و لهجه ی منطقه خراسان قدیم می شود، با شعر دوره سامانی تفاوتهایی
دارد.از
جمله این که سادگی بیان، جای خود را به استحکام و سنگینی کلام می دهد و شعر تا حدی
به پختگی می رسد.هر
چند شعر فرخی با صفت سادگی همراه است، اما پختگی و استحکام کلام در آن کاملاً مشهود
است. عنصری و منوچهری و بعدها ناصرخسرو و سنایی به تدریج سادگی طبیعی را از شعر سبک
خراسانی دور می سازند و آن را تا حدی از میان می برند.
در
سبک این دوره بعضی قالب های تازه مانند ترجیع بند و ترکیب بند و نیز مسمط و قطعه به
وجود می آید.با
این همه قصیده و مثنوی از قالب های معتبر این سبک است.
صنایع
بدیع اعم از لفظی و معنوی و انواع تشبیهات در شعر این دوره رواج داشته است.شاعرانی
مانند عنصری، منوچهری، ناصرخسرو و سنایی از اصطلاحات فلسفی، نجوم، ریاضیات و بعضی مباحث
علوم طبیعی و پزشکی در شعر خود استفاده می کند و به این ترتیب رنگی عالمانه به شعر
خود می زدند.استفاده
از احادیث و آیات قرآنی و نیز اشعار عربی در میان شاعران این دوره رواج بیشتری یافت.مثلاً
منوچهری که دیوان اشعار عربی را از برداشت نمی توانست خود را از زیر نفوذ و تاثیر آن
خارج سازد و ناصرخسرو و سنایی معلومات و مطالعات دینی خود را در شعر خویش می آوردند.بیان
موضوعاتی مانند مدح و هجو و تغزل و پند و حکمت در شعر این دوره ادامه یافت ولی در این
میان اغراق و تا حدی اضافه گویی زیادتر شده و در واقع به نوعی تکامل یافت.با
این همه کسانی مانند ناصر خسرو، مدح اغراق آمیز را به یک سو نهادند و حکمت و دین و
اخلاق را به جای آن معنا قرار دادند.هر چند در ابتدای این سبک روح ملی و حماسی خاصه در دوره سامانی جلوه ای بارز داشت ولی
در پایان آن این روحیه تضعیف شده و جای آن را روحیه ی زاهدانه کسانی مثل ناصرخسرو و
اخلاق صوفیانه ی شاعرانی چون سنایی پر کرد.
به طور خلاصه می توان گفت شروع این سبک با روحیه حماسی و پایان آن با روحیه صوفیانه.

