برایان لاومن، به مفروضات ادبیات امور توسعه در مورد توانایی دولتها برای تقویت قابلیتهای اداری و اجرای طرحها برای تحقق اهداف توسعه به دیده شک مینگرد. لاومن اعضای گروه تطبیقی را با نظریه پردازان لیبرال دمکرات که متهم به داشتن مفروضات شبیه به نظرات مربوط به توسعه و اداره امور در مکتب مارکسیسم- لنیسیسم بودند در یک گروه تقسیمبندی میکند. نتیجه :
هزینه الگوی لیبرال دمکرات و الگوی سوسیالیستس برای کشورهای در حال توسعه بیش از مزایای آن است. به نظر او لازمه استفاده از چنین الگوهایی ایجاد یک جامعه اداری است که مخالف افزایش نقش انسان و مواقث افزایش مداخله مدیران دولتی است. توسعه نمیتواند یا حداقل نباید اداره شود.
متداولترین اشکال اداره امور تطبیقی دانشمندان این رشته نتوانستهاند در مورد یک پارادایم به اجماع برسند. پس اصلی ترین توصیه باید نارسایی ناشی از فقدان پارادایم را حل کند
ساویچ و اسپرینگر خواهان مطالعات مختلف در سطوح مختلف تجزیه و تحلیل بودند .هر دو نفر به طیفی از راه کارها که باید از سیستم اجتماعی کل آغاز و تا سطوح پایین تر مانند نهادها و سازمان ها و حتی افراد توصیه کردند
ریگز بین اداره امور توسعه و اداره امور تطبیقی تمایز قایل نیست
دو مفهوم اداره امور توسعه و توسعه اداره امور را مطرح کرد.
اداره امور توسعه به تعریف گانت :
مجموعه سیستم ها و سازمانها و فرایندهایی که یک دولت برای تحقق اهداف توسعه نیاز دارد
الگوی اول: اداره امور توسعه بر مسائلی از جمله اصلاح اداری در ترتیبات ساختار سازمانی، مدیریت منابع انسانی، بودجهبندی تأکید میکرد. فرض: انتقال تکنولوژی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر بدون نیاز به اصلاحات اوضاع سیاسی و اجتماعی امکانپذیر است
این الگو بر قابل تفکیک بودن سیاست از اداره اشاره دارد .
فصل دوم : بوروکراسی چارچوبی برای مطالعات تطبیقی
فرل هدی : از میان روش های مختلف مطالعه اداره امور دولتی ، نهاد بوروکراسی را به عنوان وسیله ای برای مقایسه انتخاب کرده است .
بلکه بورکراسی به عنوان یک ساختار سیاسی تخصصی ،مبنای بهتری را برای مطالعه فراهم می کند.
برای محققان رشته اداره امور دولتی ،ساختار بوروکراسی در مقایسه با سایر راهکارهای وظیفه ای ، مفید تر است .
واژه بوروکراسی ابتدا به دولت در حال عمل اطلاق شده است .
توسط ماکس وبر بعنوان یک اصطلاح علمی بکار رفته است .
بوروکراسی در بین مخالفان دولت بزرگ و طرفداران حکومت رفاه لفظی نامطلوب است
بورکراسی نوعی سازمان اجتماعی با ویژگی های خاص می باشد .
رفتار تعاملی بوروکراسی توسط پیتر بلاو پیشنهاد گردیده است . رویکرد اقتضایی را مد نظر دارد . بعضی رفتارها در یک بوروکراسی انحراف و در دیگری سلامت بخش است .
وی بوروکراسی را بعنوان یک سازمان برای حد اکثر کردن کارایی یا شیوه ای نهادینه شده برای هدایت اجتماعی سازمان یافته در راستای کسب کارایی اداری تعریف کرده است .
یک سازمان زمانی بوروکراسی نامیده می شود که به دنبال انجام رسالت خود باشد و ساختار و رفتار آن نیز بر حسب زمان و مکان تغییر کند .
ویژگیهای ساختاری اصلی را می توان در سه مورد به شرح ذیل محدود کرد .
1- سلسله مراتب
2- تقسیم کار با تخصص گرای
3- توانی یا شایستگی
در میان سه ویژگی بالا سلسله مراتب مهمترین آنها است .
سلسله مراتب شامل اصول و سطوحی از اختیارات درجه بندی شده است . که یک سیستم کاملا“ منظم فرادست و فرودست را که در آن ادارات سطح بالا بر ادارات سطح پایین نظارت دارند به وجود می آورد .
این سیستم های رسمی ، روابط رئیس و مرئوس ، زمینه های هدایت و پیوستگی و تداوم امور را فراهم می آورند .
بوروکراسی را میتوان به آکار دیونی تشبیه کرد دارای لایه های متعدد میباشد .
بورو کرات ها عمدتا“ کسانی هستند نقش مدیریت بر عهده دارند .
ظرفیت هدایت سازمانهای مستقر در مرکز یا خارج از مرکز را دارند .
در عرف اداره امور دولتی به عنوان مدیران میانی یا ارشد شناخته می شوند.
بوم شناسی اداره
بوروکراسی
ریشه نظریه بوم شناسی در اداره امور دولتی را باید در نوشتههای جان گاوس از جامعه شناسان که درباره وابستگی انسان با محیط اطرافش بهره گرفته است جستجو کرد.
گاوس : در مطالعات خود در حدود شناخت عوامل محیطی برای درک اداره امور دولتی معاصر آمریکا بود.
ریگز : استفاده از نظریه بوم شناسی اداره امور دولتی اگر برای مطالعه یک کشور مقید باشد برای مطالعه تطبیقی دو چندان خواهد بود.
آرورا : در تجزیه و تحلیل اداره امور دولتی فرهنگها، بر مراودات بین سیستم اداره امور دولتی و محیط خارج از آن تاکید داشته مطالعه اثرات محیط اجتماعی بر سیستم اداری موفقیتهای زیادی به دست آمده ولی به همان نسبت در زمینه اثر بورکراسی بر محیط اقدامی به عمل نیامده است.
اولین دسته بندی و تقسیم جوامع از نظر ماهیت اجتماعی و اقتصادی به جوامع توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم میشود.
میلتون اسمن معتقد است : توسعه یک انتقال و تغییر وضعیت در سیستم اجتماعی میباشد که از سازمان های کشاورزی و دهقانی شروع و به سازمانهای صنعتی ختم میشود
تالکوت بارسونز : مطالعه سیستمهای اجتماعی از رویکرد ساختاری – وظیفهای استفاده کرده و کشورهای کمتر توسعه یافته دارای ویژگی تقدیرگرا، انحصارگرا و تمرکزگرا میباشند.
ریگز کلمه برای واحدهایی که مسئول انجام اقدامات بورکراتیک بودند به شرح ذیل پیشنهاد میکند.
کلمه دیوان برای اطلاق به هر 3 مدل.
کلمه اتاق برای بورکراسی مرکب.
کلمه اداره برای بورکراسی بسیط جزیره.
کلمه سالا برای بورکراسی منشوری جدید
• توسعه بر خلاف نوسازی ، بصورت یک کل مورد بحث قرار نمی گیرد بلکه به بخش های مختلفی مانند توسعه اقتصادی و سیاسی تقسیم شده و هر بخش بطور مجزا مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد .
•توسعه اقتصادی به معنای تخصیص منابع کمیاب و قدرت های مولد به افزایش ذخیره ثروت ملی و گسترش فزاینده تواید خالص و ناخالص کالا و خدمات ملی تعریف کرده اند.
پنج عامل از دیدگاه ” آلموند و پاول ” که به مشکلات و چالشها، بر فرآیند توسعه سیاسی اثر گذاشته و سیستم های سیاسی را از یکدیگرمتمایز می سازند عبارتند:
- مشکلات و چالش هائیکه بصورت متوالی بروز کرده اند یا بطور همزمان و جمعی :
کشورهای غربی با این مسائل چهار گانه بصورت متوالی و بترتیب برخورد کرده اند در حالیکه در کشورهای در حال توسعه متفاوت می باشد ، آنها باید با تعدادی یا تمام این مشکلات بطور همزمان برخورد کنند.
- میزان منابع موجود ، در دسترس سیستم سیاسی است .
- همراهی یا عدم همراهی سایر سیستم های جامعه با سیتم سیاسی است .
- میزان آمادگی سیستم موجود برای تغییر و سازگاری و در نتیجه توانایی سیستم در پاسخگویی موفقیت آمیز به الزامات و ضرورت های محیط می باشد .
- خلاقیت یا ایستایی است که رکود نخبگان سیاسی می تواند عامل قطعی در توانایی سیستم برای سازگاری و تطابق باشد .
موافقان توسعه بوروکراتیک :
üبررسی نتایج ارزیابی های انجام گرفته نشان می دهد که بطور کلی ،قضاوت ها درمورد نقش بوروکراسی در کشورهای های درحال توسعه منفی است .
ü
üبرخی صاحب نظران دیدگاه خوشبینانه تری نسبت به موضوع دارند وآنها تمایل بوروکراسی را به اشغال مناصبی که در مقایسه با سایر بخش های سیستم مهمتر هستند انکار نمی کنند .ومتقاعد شدند که این تمایل اجتناب پذیر بوده وشاید هم ضروری است .
§رالف برایبانتی بیشترین حمایت را ازاین موضع گیری به عمل آورده است .
§
§سایر مححقان که دارای نظرات مشابهی بودند عبارتند از :
§برناردبراون
§فریتس مرشتاین مارکس
§میلتون اسمات
§لی سیگلمن
§ادوارد ویدنر
§فرل هدی
§لاپالومبارا
ü
ü
1- دیدگاه « رالف برایبانتی » :
رالف برایبانتی مانند ریگز از سال 1960این موضوع را در موقعیت های مختلف مورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرار داده است.
üاو ضمن قائل شدن اولویت برای توسعه اقتصادی در کشورهای جدید خاطرنشان کرده است که در مراحل اولیه ملت سازی همه محسنات در بوروکراسی جمع است وتوسعه اقتصادی در پرتو ایجاد تناسب بین قدرت بوروکراتیک وکنترل سیاسی تحقق می یابد .
üبوروکراسی نظامی تحت شرایطی از بوروکراسی غیرنظامی ممکن است موثرتر باشد .بوروکراسی نظامی گاهی به آرمانها ی ملی گرایی وانقلابی جامه عمل می پوشاند وبیش از سایر اعضای جامعه نسبت به تکالیف خود تعصب وحمیت ،دلبستگی وصمیمیت نشان می دهد .
üاو این احتمال را هم رد نمی کند که بوروکراسی (نظامی –غیرنظامی )می تواند سیستم نمایندگی وپاسخگو بودن دربرابر مردم را ایجاد کند .
üاو لازمه توسعه را در قدم اول وجود یک بوروکراسی شایسته معرفی می کند .
üاومعتقد است باید بدون توجه به درجه رشد وبلوغ سیاسی اقدام به تقویت بوروکراسی کرد .
üاصلاح امور اداری بصورت مستقل تحقق نمی یابد بلکه این عامل یک عامل مولد وتسهیل کننده عمل می کند .
3- دیدگاه «فرل هدی »:
فرل هدی بیان میکند :من ورالف برایبانتی برخلاف دیگران ،قویا با استراتژی ایجاد تعادل سیاسی به کمک منابع خارجی مخالف هستیم .
او بیان می کند :
مانباید کمک های فنی به اداره امور سایرکشورها ،که به عنوان یک سیاست ملی برگزیده ایم .به این دلیل که سیستم سیاسی آنها درآن مقطع زمانی ،با مشخصاتی که مابرای دموکراسی سیاسی در نظر گرفته ایم تطبیق ندارد ویا به این دلیل که ممکن است ارائه اینگونه کمک ها ،امید به تحقق چنین سیستم سیاسی رادر آینده از بین ببرد متوقف کنیم .
4-دیدگاه «لاپالومبارا»:
او عقیده دارد اگر افزایش وبهبود ظرفیت اداره ،حمایت آشکار ،مداوم وبدون چون وچرای رهبری سیاسی مرکزی را ،از کسانی که در این امر دینفع هستند به دنبال نداشته باشد نتیجه رضایت بخشی از این اقدام عاید نخواهد شد .
•بوروکراسی بریتانیا در یک نظام سیاسی واحد و پارلمانی عمل می کند. واحد اصلی اداری این کشور وزارتخانه است و صنایع ملی شده و شرکت های عمومی نیز مکمل آنها هستند.
•خزانه داری انگلیس علاوه بر سایر وظایف مهم خود، مسئولیت نظارت بر خدمات کشوری، مسائل استخدام،آموزش، ارتقاء و پرداخت ها را برعهده دارد. البته در چند دهه اخیر، مسئولیت مدیریت پرسنلی مستقیما زیر نظر نخست وزیر قرار گرفته است. دراستخدام متقاضیانی که قابلیت عام دارند در اولویت هستند.