مبانی نظری علل گرایش به روانگردان ها (فصل دوم تحقیق)
مقدمه
از نظر فارماکولوژی اعتیاد عبارت است از حالت مقاومت اکتسابی که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن حاصل میشود به قسمی که استعمال مکرر دارو موجب کاسته شدن اثرات تدریجی میگردد و پس از مدتی شخص میتواند مقادیر سمی دارو را در بدن بدون ناراحتی تحمل کند و در صورتی که دارو به بدن نرسد اختلالات جسمی و روانی موسوم به سندروم محرومیت بروز میکند.عوامل فرهنگی – اجتماعی از جمله عوامل موثر در گسترش این پدیده است. اثر خرده فرهنگ، در پایین یا بالا بودن نرخ مصرف کنندگان موادمخدر، مورد مطالعه مردمشناسان فرهنگی است. مصرف موادمخدر در میان زنان، مردان، اقوام و نژادهای مختلف در سنین مختلف عمر و بر حسب پایگاه اجتماعی افراد متغیر است. متاسفانه اثر عوامل اجتماعی چندان مورد توجه مراکز درمانی قرار نگرفته است. اکثر درمانگران بر این باورند که آمادگیهای بیولوژیکی افراد، آنها را به مصرف طولانی و مداوم سوق میدهد. این مواد برای کسانی که آمادگی بیولوژیک ندارند، اعتیادآور نخواهد بود. از نظر آنان نقش عوامل فرهنگی – اجتماعی جنبه فرعی دارد. از دیدگاه جامعهشناختی، نقش خاستگاه اجتماعی و زمان خاصی که فرد در آن قرار دارد، لازم است مورد توجه قرار گیرد. چگونگی دسترسی به مواد و هنجارهای اجتماعی موافق یا مخالف با مواد در مکانها و زمانهای مختلف فرق میکند. (ممتاز، 1381).
اینکه چرا در ایران مصرف کوکایین پایین است و مصرف تریاک بیشتر است. به احتمال زیاد به چگونگی دسترسی مردم به آن و هنجارهای گروههای مختلف اجتماعی مربوط میشود. به تدریج مصرف این گونه مواد از شکل مرسوم فرهنگی خارج شده و مصرف کنندگان به دفعات بیش از اندازه در شرایط غیر متعارف فرهنگی به مصرف آن پرداختهاند. دولتهای ملی و محلی به تدریج با وضع قوانین، تملک و فروش مصرف مواد مذکور را خارج از چارچوب مقررات غیرقانونی اعلام کردهاند.