مبانی نظری تئوری بازی ها و ادبیات آن (فصل دوم تحقیق)
تئوری بازی ها
نظریه بازی قسمت قابل ملاحظه ای از فرآیند تصمیم گیری تحت عدم قطعیت را در بر می گیرد. در سالهای اولیه نظریه بازی توسط امیلی بورل[1] و ون نومن[2] توسعه یافت، گرچه به روشنی معلوم نیست که چه کسانی را باید به عنوان بنیانگذاران نظریه بازی معرفی کرد [154]. در یک بازی با گروهی از بازیکن ها سر وکار داریم که هر یک کوشش دارند دریافتی[3] خود را به حداکثر برسانند. لذا هر بازیکن در هنگام تصمیم گیری برای حرکت بهینه خویش باید کلیه واکنش های ممکن بازیکنان دیگر را نسبت به حرکت خود در نظر گیرد. وی حرکات بازیکنان دیگر را با قطعیت نمی داند، اما باید درباره حرکت خویش با نوعی توجیه عقلائی تصمیم گیری کند. لذا جستجو برای تصمیم عقل مند نوعی تصمیم گیری در حالت عدم قطعیت به شمار می آید. برای هر بازی سه امر ضروری است [154]:
الف- بازیکنان
ب- استراتژی های بازیکنان که تحت قواعد بازی مجاز است
ج- مطلوبتها یا دریافتها
هر بازی بایستی بازیکنانی داشته باشد. حتی بازی ممکن است یک بازیکن داشته باشد که با طبیعت بازی می کند. از طرفی هر بازی خود یک تصمیم گیری است که معیارهای تصمیم گیری از جمله مطلوبیت در آن کاربرد دارد و از طرفی تصمیم گیری تحت ریسک و تصمیم گیری تحت عدم قطعیت خود بازی با طبیعت به شمار می آید. بدیهی است که هر بازی باید مبتنی بر قواعدی باشد و بازیکنان باید استراتژیهایی را انتخاب کنند که بر اساس قواعد بازی مجاز می باشد. سرانجام باید دریافتها و مطلوبیتهایی باشد که به بازیکنان بر اساس استراتژیهای آنها منسوب می شود. همچنین انتظار می رود که بازیکنان استراتژیهای خود را چنان انتخاب کنند که دریافتی آنها حداکثر شود. بازیها را می توان از جهات مختلف دسته بندی کرد. یک دسته بندی جامع از بازیها را می توان بصورت زیر بیان نمود:
الف) بازیهای ایستا و پویا[4]: در دنیای واقعی بازی ها ترکیبی از ایستا و پویا هستند. در بازیهای ایستا حرکت بازیکنان بصورت ترتیبی بوده و ابتدا یک بازکن بازی را شروع و در ادامه بازیکن دیگر به بازی می پردازد، مانند بازی شطرنج. در بازی پویا، بازی با حرکت همزمان بازیکنان دنبال می شود، مانند شرکت در یک مزایده. در بازیهای پویا هیچکدام از بازیکنان در مورد نحوه بازی حریف مقابل اطلاعی ندارند [156و155].